الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )
807
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)
اوصيا صبح مىكنند ، و حال آنكه مملوّند از سرور و شادى ، و وصييى كه در ميان شما است صبح مىكند و در علم او زياد شده ، مانند اين جمع كثير » ( از انبيا و اوصيا ) . 655 / 2 . محمد بن يحيى ، از احمد بن ابى زاهر ، از جعفر بن محمد كوفى ، از يوسف ابزارى ، از مفضّل روايت كرده است كه گفت : امام جعفر صادق عليه السلام روزى به من فرمود كه : « اى ابو عبداللَّه » - / و پيش از آن مرا به كنيت نمىخواند - مفضّل مىگويد كه : عرض كردم : لبيك ، به خدمت تو ايستادهام . فرمود كه : « ما را در هر شب جمعه ، سرور و شادى است » . عرض كردم كه : خدا سرور تو را زياد كند و آن سرورى كه مىفرمايى ، چيست ؟ فرمود كه : « چون شب جمعه مىشود ، رسول خدا صلى الله عليه و آله به عرش مىآيد ، و ائمّه عليهم السلام با آن حضرت مىآيند ، و ما با ايشان مىآييم ، پس ارواح ما ردّ نمىشود به سوى بدنهاى ما ، مگر با علمى كه استفاده شده و اگر اين نبود ، ما بىعلم مىشديم » . 656 / 3 . محمد بن يحيى ، از سلمة بن خطّاب ، از عبداللَّه بن محمد ، از حسين بن احمد منقرى ، از يونس ، يا از مفضّل ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه آن حضرت فرمود كه : « هيچ شب جمعه نيست ، مگر آنكه دوستان خدا را در آن سرورى است عظيم » . عرض كردم كه : اين سرور ، چگونه است ؟ فداى تو گردم ، فرمود كه : « چون شب جمعه مىشود ، رسول خدا صلى الله عليه و آله به عرش مىرود ، و ائمّه نيز مىروند ، و من با ايشان مىروم ، پس بر نمىگردم ، مگر با علمى كه استفاده نمودهام و اگر اين نبود ، آنچه نزد من بود تمام مىشد » . 43 43 . باب در بيان اينكه اگر علم ائمّه عليهم السلام زياد نمىشد آنچه در نزد ايشان بود تمام مىشد 657 / 1 . على بن محمد و محمد بن حسن روايت كردهاند ، از سهل بن زياد ، از احمد بن محمد بن ابى نصر ، از صفوان بن يحيى كه گفت : شنيدم از امام موسى كاظم عليه السلام كه مىفرمود : « جعفر بن محمد عليه السلام مىفرمود كه : اگر نه اين بود كه علم ما زياد مىشود ، هر آينه بىعلم مىشديم » . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از محمد بن خالد ، از صفوان ، از امام موسى كاظم عليه السلام مثل اين را روايت كرده است . 658 / 2 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد از ابن ، از حسين بن سعيد ، از نضر بن